***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** بنام خدا * پایگاه جامع اطلاع رسانی موضوعات عمومی و تخصصی زیر : ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** بنام خدا * پایگاه جامع اطلاع رسانی موضوعات عمومی و تخصصی زیر : ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

# با : سلام و تهیت # و # خوشامدگویی #
***برای یافتن مطالب مورد نظر: داخل "طبقه بندی موضوعی " یا " کلمات کلیدی" شوید.
***این پایگاه : بصورت مستمر درحال بارگزاری اطلاعات می باشد.
***مطالب خود را : جهت بارگزاری ارسال بفرمایید .-- موفق باشید --

طبقه بندی موضوعی

وصیت نامه شهید سید ساعد هاشمی فشارکی

سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۲ ق.ظ


وصیت نامه شهید سید ساعد هاشمی فشارکی

 شهید سید ساعد هاشمی فشارکی
 

شهید سید ساعد هاشمی فشارکی

نام پدر : سید اسماعیل                          تاریخ تولد : ۱۳۴۰/۴/۲۰
محل تولد : اصفهان                             تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۷/۱۰
محل شهادت : سومار                          عملیات مسلم بن عقیل
شهرستان : اصفهان                             یگان : بسیج
مسئولیت : راننده آمبولانس                         پایگاه :
حوزه :                                              گلزار : گلستان شهدای اصفهان

وصیت نامه شهید سید ساعد هاشمی فشارکی
« بسم الله الرحمن الرحیم »
« ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »
و این جملات را در لحظه اى مى نویسم که ساعتى به نبرد مانده است و در شبى مى نویسم که امید زنده ماندن تا شب دیگر را ندارم که رسول اکرم مى فرماید، « افضل الشهداء الذین یقاتلون فى الصف الاول فلا یلفتنو وجوههم حتى یقاتلوا اولئک یتلبطون فى الغرف من الجنه »
و برترین شهدا آنانى هستند که در خط مقدم به شهادت رسند و تا هنگام کشته شدن روگردان نبرد نباشند و اینان کسانى هستند که در غرفه‌هاى بلند بهشت آرمیده اند و خداوند به رویشان لبخند زند و براى آنان حسابى نیست.
آرى من نیز صف اول را برگزیده ام و روى بر نمى تابم تا آنکه جنازه پاره پاره شده ام را به موطنم باز آرند اما قبل از هر سخنى باید این را بگویم که چرا به جبهه آمدم و چرا شهادت را برگزیدم و چرا از درس و مدرسه بریدم و جنگ و پیکار را بر آن مقدم دانستم و چرا موقعیت بزرگى که اینک در مقابل رو داشتم و تا چند صباح دیگر با بازگشائى دانشگاهها مى توانستم ادامه تحصیل بدهم و با استفاده از فعالیت تحصیلى به دور از هیاهوى نبرد و جنگ در گوشه اى خزیده و تنها به درس خواند و ادامه تحصیل بپردازم اما چرا چنین نکردم ، پاسخ به این سؤال که شاید در ذهن تمام دوستان آشنایان و اقوامم بیاید شعرى است که امیرالمؤمنین على بن ابیطالب در روز ورود به صفین و امام سید الشهدا در روز ورود به صحراى کربلا با خویش زمزمه مى کرده‌اند است.
فان تکن الدنیا تعد نفسیه  فان ثواب الله اعلى و أنبل  و ان نکن الابدان للموت أنشأت فقتل امرء باسیف افضل وان بکن الارزاق قسما مقدرا فقله مرص المرء فى‌الیسر اجمل و ان فکن الاموال للیترک جملا فما بال متروک به المرء یبخل  اگر چه دنیا و آنچه در آن است زیبا و دوست داشتنى است اما خانه آخرت زیباتر و برتر است و اگر قرار است اموال که فرد در دنیا جمع آورى مى کنند باید بگذارند و بروند پس چه بهتر آنها را در راه خدا انفاق کند و اگر قرار است روزى از این دنیا بروم پس چه بهتر که در راه خدا با شمشیر قطعه ، قطعه شوم و این بود که هر سه را برگزیدم تکه تکه شدن جسم را درراه خدا انفاق مال در راه خدا و ترجیح آخرت به دنیا را من راهى را برگزیدم که در آن پاسخ به سؤال نکیرو منکر قبل از موت ودر صحنه رشادت و نبرد است که رسول اکرم مى فرماید« کفا بالبارقه فوق رأسه فتنه » شهید در زیر برق شمشیرى که بالاى سرش بود آزمایش را پس داده است من راهى را انتخاب کردم که در صف اول بشهادت برسم خط مقدم نبرد راهى که افتخار شهید معرکه بودن را داشته باشم که مولوى در وصف شهید معرکه مى گوید .

خون شهید از آب اولیتر است این خطا از صد ثواب اولیتر است  براى مردان ااهى و باى انسان که خود را و جانش را به خداوند فروخته است مرگ طبیعى ننگ است که امیرالمؤمنین مى فرماید. « الالصف ضربه بالسیف احب الى من میته على فراش » هزار ضربت بر تن من بخورد بهتر است از آن که در بستر بیمارى بمیرم .

مرا با مرگ در راه خدا آشنائى است آن گونه که طفبى را با پستان مادرش به ؟؟؟

اى که مى ترسى زمرگ اندر فراز هان زخود ترسانى اى جان هوشمندار زشت روى توست نه رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ ، برگ  از همه جالبتر و شگفت انگیزتر در مورد مرگ و شهادت شعر امام السیدالشهداء است که در روز عاشورا مى فرمایند.

فتأمحق و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما و واسى الرجال الصالحین بنفسه و فارق مثبورا و ودع مجرمافان عثت کم اندم وان مت لم الم کفى بل ذلا ان تعیشى و ترعا من به سوى مرگى مى روم که مرگ براى جوانمردان ننگ نیست ، آنگاه که مرگ در راه عقیده اسلام و هدف حقانیت باشد و مرد بخواهد با ایثار جانش از مردان نیک حمایت کند و جنایتکاران مخالف نماید و از دشمنان خداوند دورى گزیند من جانم را در طبق اخلاص گذارده و دست از زندگى مى شویم اگر زنده ماندم پشیمانى ندارم آرى این مستى است که پوستش و اعتقاد ما ب مستى است که جز خدا را نبینیم که چه خوب گفت علامه طباطبائى

همى گویم و گفته‌ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستى است در کیش مهربروند زیى جرگه هوشیارها  چرا مرگ در راه خدا و شهادت را با آغوش باز پذیرا نباشم مگر نه آنکه عمرى را پس ازهر نماز صبح در فشارک پدربزرگ زیارت عهد را برایم نمى خواند که نوید فجر و عشق به انتظار ظهور آقایم حجه ابن الحسن را دردلم زنده کنم و در آن متاجانش که با اشکش همراه بود نمى خواند .
« الهم ان حالى بینى و بینه الموت الذى جعله على عبادک حتما مقضیا فاخرجنى من قبرى مؤترزا کفنى شاهرا سیفى مجردا »
خداوندا اگر مرگى که براى تمام بندگانت حتم قرارداده اى میان دیدار من و آقایم فاصله انداخت ذرات روز که منادى ندا مى دهد اى اهل قبور برخیزد و یارى و مهد امام زمان آیند قبور شهدا شکافته مى شود و شهدا در حالى که کفنى خونین بر تن و شمشیرى از غلاف درآمده بردست دارند و در دستى دیگر نیزه اى به یارى و مهد امام زمان مى شتبابند. من امشب آماده مى شوم که فردا در صف شهداء معرکه باشم تا بلکه به لطف خداوندى در یوم ، روز ظهور آخرین ذخیره الهى سربازش باشم در حالیکه خون ، کفنم را رنگین کرده است و این مقامات وعده داده شده کجا و مدرک مهندسى و ثروت دنیا و خود دنیا و مافیهاى آن کجا همه اش به عشق یک دیدار او که مولایم است زیر پا مى گذارم.

در طریقت پیش ممالک هر چه آید خیر اوست در صراط مستقیم اى دلى کسى گمراه نیست بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود خود فروشان راه نیست  هرچه هست از قامت ناساز بى اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالاى کس کوتاه نیست  آرى ، اگر رهبر بزرگى انقلابمان امام خمینى مى گویند آنان که حلقه ذکر عارفان و دعاى سحر مناجاتیان حوزه ها و روحانیت را درک کرده‌اند در جلسه حضورتان آرزو به جز شهادت ندیده اند اشاره به این قسمت ازدعاى سحراست که مى خوانیم «الهم برحمتک فى الصلحین فادخلن و فى عیلین فادفعنا و قتلا فى سبیلک مع ولیک فوق من » خداوندا بما توفیق بده که در راه تو و بهمراه ولى تو کشته شویم و به فیض شهادت نائل شویم « الهم اخمنا فى سفن نجاتک و متعنا بلذیذ مناجاتک و اودرنا حمیاض حبک و اذا قنا حلاوه ودل و قربک و اجعل جهادنا فیک و همتتها فى طاعتک و اخلص نیاتنا فى معاملتک »

خدایا ، ما را در کشتى هاى نجات جاى ده و لذت مناجاتت را بما بچشان و ما را به سرچشمه پاک دوستى با خود وارد ساز و از شیرینى دوستى و قرب خود به ما بچشان و جهاد ما در راحت و تاشمان را در فرمانبرداریت قرار ده و نیت ما را در اعمال خالص گردان.
واما سخنى چند درباره دانشگاه ، دانشگاههائیکه اینک پس از مدتها در آغاز باز گشائى آنها هستیم و امیدواریم اینکه با باز گشائى آنها در آنجا فضائى اسلامى حاکم باشد. من در زمانى به تحصیل در دانشگاه پرداختم ک در اطاقهاى آن بجاى علم و تحصیل اطاق جنگ و فرماندهى شعبات ؟؟؟ گروههاى چریکى در کردستان و خوزستان و محل جاسوسى و خیانت و وطن فروشى بود و نه دانش کده گفته رسول خدا ریشه تمام نیکیهاست.
این یک اصل اساسى و غیر قابل انکار است که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام بعد از توده‌ها در دست طبقه تحصیل کرده است و این را کسى نمى‌داند انکار نماید که ؟؟؟ تو تنها با بدست گرفن این قشر تحصیل کرده اس که مدت ها را به زنجیر بردگى و استعمار مى کشد. غرب زدگى و شرق زدگى ناشى از روشنفکرانى که به عنوان تحصیل و پیشرفت مملکت به خارج رفته اند اما مسخ فرهنگى و معنایى شده اند دزدانى که با چراغ به دزدى آمده اند . ارادى که چند صباحى به دور از فرهنگ اسلام و استشمام هواى وطن بوده اند و اینک پیام آور غرب و شرق اند و برخى که از این حد هم فراتر رفته اند به غرب و شرق نرفته کعبه آمالشان غرب و شرق است.
شما نمى توانید تردید بکنید که جهانخواران غرب و شرق براى بدست آوردن مقاصد شوم خود که ایجاد استعمارى تو در جهان سوم است . بهترین راه هجوم به فرهنگ و ادب کشورهاى ضعیف است که این را با تربت معلمین و استادان غربى و شرقى و بکار گماردن آنها در دبستانها و دبیرستانها و دانشگاهها بدست مى آورند مهمترین نمونه این معلمین مدارس راهنمایى و حتى ابتدائى که بیش از آنکه ایرانى باشند غربى‌اند را در مدت کوتاه تدریسم دیده ام این مسخ فرهنگى و معارف کار تازه اى نیست آنها با تأسیس بیمارستان مسیح و ؟؟؟ در خود اصفهان از سالهائى ما قبل از جنگ دوم جهانى به دنبال این هدف بوده و هستند که به دست قشرى از بومیان هر مدت بى سروصدا بلکه با شوق و رغبت ملتى را به دام استعمار و بردگى ؟؟؟ فرهنگى و تهى کردن صنعت و کشاورزى بکشانند و چقدر که در این امر خاصه در ایران موفق بوده اند اینک ملتى را در روبرو داریم مسخ شده از صنعت و مسخ شده از ذکر صنعتى ملتى را داریم با صنعتى مونتاژ و ملتى را داریم با ذکر اینکه ایرانى نمى تواند راه به جاى دور نرویم همین فشارک ۱۰ سال پیش نه ما قبل از زمان اصلاحات ارضى چقدر گندم و گوشت را تولید مى کرد اینکه چقدر ، ۱۰ سال دیگر مى ترسم که نامش از صحنه روزگار قلم کشیده و تپه اى از خاک با خانه هاى مخروبه نباشد اگر روند همین باشد نمى آیند فریاد بزنند اى مسلمان تو مکتبى را دارى که در قرآنش اگر اشتباه نکنم بیش و صدو پنج بار واژه معلم آمده است . و نمى گویند اى دانشجو تو کسى هستى که بگفته رسول اکرم آنچه در زمین و آسمان است دعا گوى تواند و هر آنکس در حال تحصیل مرگش فرا رسد ببین انبیاء الهى و او ، بیش از یک درجه فاصله نیست.
دانشگاهى که مى بایست به دنبال این خونها و رنجها بازگشایى شود بایستى دانشگاه باشد که به تعبیر امام صادق ، « علماء شیعتنا مرا بطون بالثغر الذى یاى ابلیس و غوا ریته یمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شیعتنا»
دانشمندان شیعه مرزبانانى هستند که از یورش شیطان و عضویتها آن بر پیروان ناتوان ما جلوگیرى مى کنند. تا کنون اکثریت افرادى که از دانشگاههاى ما فارغ التحصیل شده اند دانشورانى‌اند خود فروخته از فرط غرور و آگاهانى اند بى مسئولیت و سگانى‌اند لب تشنه نبوده اند که دل به جز ریاست . شهرت و خوشى وراختى به چیز دیگرى نداشته اند که به تعبیر قرآن مجید، « فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه لیهث او تترکه یلهث » که علامه طباطبائى در المیزان در تفسیر این آیه از امام محمد باقر نقل مى کند که منظور این آیه بعلم است که حتى نفرین به رسول خدا و امت صالح مى کنند به جهت ثروت دنیا ، و آنچه اعظم و اکثر محصول دانشگاههاى ایران بوده است مثل دانشمندان یهود بوده است که تنها حمل کتب هاى علمى و مطالب علمى سودى دیگر نبرده است و جز رنج مشقت براى بخاطر سپردن و نگه داشتن مطالب و فرمودها در مخز مثل حمارى است که کتابى را بر دوش کشد اما خمیرى از گنجینه معلومات او به کسى نرسید که خداوند در سوره جمعه مى‌فرماید. « مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا» ؟؟؟ تحصیل کرده ما نبوده‌اندکه مایه خمیر براى مردمان ما می‌باشند چند سال است که دانشگاههاى ما لیسانس کشاورزى ، دکتراى کشاورزى بیرون مى دهند به همان نسبت ؟؟؟ کشاورزان را داشته این نبوده است که خمیرى از آموخته هایش به جامعه بدهد ؟؟؟ به امام رضا علیه السلام مى فرماید، ؟؟؟ سخص فقیه و دانشمند که خدمت به جامعه کند و وجودش براى اجتماع سود ؟؟؟ باشد و مردم را از چنگال دشمنان نجات بخشد ، که به اینچنین دانشمند و فقیه گویند در روز قیامت صبر کند و براى آنان که از آگاهى و علم تو بهره گرفته اند شفاعت کن .
امیدوارم در بهاران بازگشایى دانشگاهها هوایى را تنفس کنید اکنده از اسلام و در راهى جز در ؟؟؟ شرفت ایران و عظمت اسلام گام برندارید. « ربنا لا تزغ قلوبنا بعد از هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب »
خداوندا نلرزان قلوب ما را پس از آنکه بما راه نمودى و به ما رحمت بى پایان خود را ببخش که تو بسیار بخشنده اى .
و اما سخنى با پدر مادرم ، اى پدر بزرگ‌وار اى مادر گرامیم آن هنگام که تن در خون غلطیده مار دیدید اشک ؟؟؟ نکنید که شما را صابر و بردبار یافته ام من شما را به صبر مى خوانم که امیرالمومنین در سوگ رسول اکرم مى فرماید ، « ان الصبر الجمیل الا علیک و ان جزع اقبیح الا علیک و ان المضاب بک لجلیل و انه قبالک بعدک لجلال »
همانا که شکیبایى بسیار زیباست جز در وفات رسول خدا جزع زشت جزع زشت جز در وفات رسول خدا و پس از وفات رسول خدا تمام غمها آسان و سبک است.
که همان گونه که امیرالمؤمنین مى فرماید، شکیبا باشید و صابر که این زیباست و جزع و اشک نریزید که زشت است و بدانید که شهادت من براى شما آزمایش است اگر چه براى من سعادت و رستگارى است که خداوند بندگانش را به کاهش در مال و محصولات و از دست دادن فرزندان آزمایش مى کند.
و همیشه این آیات از قرآن مجید را بخوانید که مى فرماید. « احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یقتنون و لقد فتناالذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین » و آیا مردمان چنین پنداشتند که به صرف آنکه گفتند ما ایمان آورده ایم رهایشان مى کنند و براین ادعا امتحانشان نکنند، هرگز چنین نیست و ما امت‌هایى که قبل از شما بودند را آزمایش کردیم تا خداوند دروغگویان را از راستگویان معلوم کند .
خداوند در این امتحان الهى که بسعادت و رستگارى مرا در آن قرار داده است راه پیروزى و سعادت شما را نیز نشان داده است که مى‌فرماید. « واستضیوا باصبر والصلوه و انها لکبیره الا على الخاشعین » صبر پیشه سازید که خداوند با صابران است و بسیار نماز بخوانید که یاد خدا آرمش بخش دلهاست.
در پایان سخن از تمام دوستان و خویشاوندانم مى خواهم که اگر از من خطائى دیده اند مرا ببخشند که خداوند بخشنده و مهربان است.
« رب اغفرلى و لوالدى و لمن دخل بیتى مؤمنا و للمؤمنین و المؤمنات ولا برد الضالمین ؟؟؟» خداندا مرا و پدرو مادرم و هر مؤمنى که بر در خانه من وارد مى شود و مردان و زنان مؤمنه را بیاموز و بر ستمکاران جز تباهى میفزاى.
« والسلام »
ساعت ۲۴ ، ۶/۷/۶۱


http://farzandanezahra.com/وصیت-نامه-شهید-سید-ساعد-هاشمی-فشارکی.html

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۲