***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشا ر کیو ن ************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشا ر کیو ن ************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

########## بنام خدا ##########
--پایگاه جامع اطلاع رسانی در موضوعات زیر --
..... با سلام و تهیت .. و .. خوشامدگویی .....
*** برای یافتن مطالب مورد نظر : داخل "طبقه بندی موضوعی " یا " کلمات کلیدی" شوید.....
*** این پایگاه : بصورت مستمر درحال بارگزاری اطلاعات می باشد....................................
*** مطالب خود را : جهت بارگزاری ارسال..... بفرمایید ..........................-- موفق باشید --

طبقه بندی موضوعی

شیخ عبدالکریم در تحصیل و دوران پر تلاش علمی خویش از اساتیدی برجسته بهره برد که از آن جمله می­توان به 

 و آیةالله سید محمد فشارکی(قدس سرّهم)  .....  اشاره کرد.


مجله  نامه جامعه  آذر 1385، شماره 27 
رادمردِ استقامت
41

یادمان 17 ذی القعده سالروز ارتحال آیةالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(قدس سرّه)؛ مؤسس گران­قدر حوزه­ی علمیه قم

شاید حجره­های کوچک فیضیه و اتاق­های شلوغ دارالشفا یادشان بیاید؛ روزی را که خاک تنها میهمان اتاق­ها بود و گرد غربت تنها مونس کتاب­ها. از کنار حجره­های کوچک که می­گذشتی خبری از هیاهوی مباحثه و بحث علمی طلبه­ها نبود. گاهی علما برای زیارت به قم می­آمدند و بر حجره­های خالی حسرت می­خوردند، امّا در میان آن­ها کسی بود که هرگاه از قم می­گذشت با تأسف می­گفت: چه می­شد اگر حوزه­ی علمیه­ی قم سر و سامان می­گرفت.([1])

در سال 1267 ﻫ . ق از خانه­ای در میان کوچه­های خشتی مهرجرد از توابع شهرستان یزد کودکی به دنیا آمد که از ابتدا انگشت اشاره­ی آسمان به طالع بلند او بود و ستاره­ها از درخشش وجودش بهره می­گرفتند. در روزگاری که پسران راه پدر را دنبال می­کردند و از کودکی تا پایان عمر در مزرعه­های بیرون شهر به کشاورزی می­پرداختند، عبدالکریم با چشمی دیگر به جهان می­نگریست. او می­دانست پشت این مزرعه­های سبز، زندگی با تمام پستی و بلندی­های خویش جریان دارد و نگاه بعضی کودکان به کتاب­های کوچک و پرتصویر است وگویا احساس می­کرد پشت یکی ازمیزهای مکتب­خانه­ای دور، لوح و قلمی درانتظار دستان اوست.

افکار عبدالکریم شکل یک آرزو را به خود می­گرفت که روزی یکی از بستگانش که از علما و روحانیان موفق حوزه بود به مهرجرد آمد و آینده­ی روشن عبدالکریم را در فروغ چشمان منتظرش یافت. او در یک نگاه تفاوت استعداد و نبوغ این کودک را با سایر کودکان شهر دریافت و با اجازه­ی خانواده­ی عبدالکریم، عهده­دار تحصیل و تربیت علمی او شد. میر ابوجعفر؛ دست عبدالکریم را گرفت و او را به حوزه­ی اردکان ـ یکی از شهرستان­های یزد ـ برد. عبدالکریم روزها با شوق فراوان به مکتب می­رفت و شب­ها در خانه­ی میرابوجعفر با خاطری آسوده سر بر بالین می­نهاد. گاهی در تعطیلات آخر هفته برای دیدن پدر و مادر به مهرجرد می­رفت. در مکتب­خانه­ی اردکان می­خواند و با شوق می­نوشت و از زندگی آرام و در حال پیشرفت خویش شادمان بود.

این گونه گذشت؛ تا آن­که خبر رحلت پدر، دنیای زیبا و افکار خوشایند او را درهم ریخت و روح بلند عبدالکریم کوچک را به شدت آشفته ساخت، تا مدتی آمادگی تحصیل نداشت، اما خیلی زود خود را با ماجرای غم انگیز زندگی وفق داد و باز درس و مکتب را از سر گرفت.

آن روزها حوزه­ی یزد از رونق علمی خوبی برخوردار بود و شهر یزد با وجود پنج مدرسه­ی علمی دینی عده­ی زیادی از طلاب علوم دینی را در خود جای داده بود. و برخی شاگردان شیخ بزرگ انصاری و میرزای شیرازی در آن­جا به تدریس مشغول بودند. عبدالکریم سعی کرد بهترین مدرسه­ی دینی یزد را برای تحصیل انتخاب کند. از میان مدرسه­ها، سراغ مدرسه­ی محمدتقی خان رفت. دوره­ی سطح و خارج این مدرسه از اساتید معتبر و غنای علمی قابل توجه برخوردار بود. او چند سالی در دارالعباده یزد و مدرسه­ی محمدتقی خان زندگی خود را سپری کرد، اما دست هوشمند قضا و قدر الهی همان­گونه که همواره عالمان بزرگ را از ستاره­ی پر فروغ کودکی­شان می­شناخت؛ طالع عبدالکریم نوجوان را بلندتر از آن دید که در حوزه­های شهرستان­ها تحصیل کند. عبدالکریم 18 ساله به شوق دیدار و زیارت عتبات همراه مادر، مسافر کاروان زیارتی شد و برای زیارت ائمه معصومین(علیهم السلام) به شهرهای مذهبی عراق رهسپار گردید. عشق به تحصیل آن­قدر در وجودش فوران کرد که با دیدن حوزه­های پر رفت و آمد و علمای به نام نجف و کربلا پای بازگشت خود را سست دید و همان­جا رحل اقامت افکند. ابتدا چند سالی در حوزه­ی علمیه کربلا در محضر عالم بزرگ کربلا که همشهری­اش نیز بود، جلوس کرد و از کرسی تدریس آیةالله فاضل اردکانی بهره­ی وافر برد. و پس از مدتی که با محیط عرب انس گرفت، با نامه­ی استادش به محضر میرزای بزرگ شیرازی معرفی شد. میرزای شیرازی به عنوان بزرگ­ترین زعیم حوزه­ی سامرا، پس از قرائت دست خط آیةالله اردکانی خطاب به عبدالکریم جوان گفت: من نسبت به شما اخلاص پیدا کردم، و به خاطر ارادت و دوستی­اش نسبت به روحانی معروف اردکانی، شیخ جوان را به منزل خویش برد. شیخ عبدالکریم از این دوران می­گوید:

سرداب خانه­ی میرزا هم محل مطالعه­ام بود و هم محل استراحتم. و در ماه مبارک رمضان سحری را نیز در آن­جا می­خوردم، اما برای افطار به خانه­ی میرزا باز نمی­گشتم؛ بلکه به علت گرمای طاقت فرسای هوا به سوی فرات رفته، آب مفصلی می­خوردم و شنا می­کردم.

شیخ عبدالکریم در تحصیل و دوران پر تلاش علمی خویش از اساتیدی برجسته بهره برد که از آن جمله می­توان به آیةالله میرزای شیرازی، شیخ فضل­الله نوری، آیةالله محمدتقی شیرازی و آیةالله سید محمد فشارکی(قدس سرّهم) اشاره کرد.

شیخ عبدالکریم؛ پس از رحلت استاد معظم ، میرزای شیرازی؛ مدتی در نجف زندگی کرد، اما زمان کوتاهی پس از آن تصمیم گرفت به دیار امام مظلومان، بارگاه ملکوتی و منوّر حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) عزیمت کند. گویا حوزه­ی این شهر نیز شکوه و رو نقش را در حضور او می­جست. آن روزها حوزه­ی کربلا و شهرهای اطراف، رونق علمی چندانی نداشت، اما با ورود شیخ عبدالکریم جان تازه گرفت و همان روزها بود که او با نام حائری شناخته شد. زمین کربلا را نیز "حائر" می­نامند که به معنای گودال آب می­باشد.([2]) با ورود آیةالله حائری و شاگردان بزرگ او دوباره همهمه­ی مباحثه و بحث علمی طلاب در گوشه و کنار شهر از سر گرفته شد و آستانه­های خالی حرم، را جمعیت عاشق و شیفته­ی علم پر نمود، اما این رونق جاودانه نشد؛ چرا که ماجراجویی انگلیس شوم در عراق شدت گرفت و حوزه­های شهر را خالی نمود. آیةالله حائری نیز در سال 1332 ﻫ . ق به دعوت مردم اراک به این شهر رفت و در میان مردم گرم و عالم پذیر اراک زندگی کرد و مدت هشت سال در حوزه­ی بزرگ اراک به تدریس پرداخت. در سال 1340 ﻫ . ق علما و مردم قم با ارسال نامه­های فراوان و نماینده­های گوناگون از حضور این عالم بزرگ دعوت نمودند.

یکی از واعظین معروف و انقلابی مشروطه خواه بر بالای منبر به مردم گفت: ای اهل قم! زمانی که دعبل خزاعی به قم آمد و پیراهن امام رضا(علیه السلام) را به همراه آورد، شما نگذاشتید که پیراهن امام رضا(علیه السلام) را از شهرتان بیرون ببرند. این شخص علم امام رضا(علیه السلام) را به همراه آورده است؛ نگذارید که او از این شهر برود!.([3])

آیةالله حائری در اواخر زمستان 1300 ﻫ . ش 22 رجب 1340 ﻫ . ق با فرزند بزرگش شیخ مرتضی حائری و آیةالله خوانساری به سوی قم حرکت کرد. دیگر روزگار آن بود که، حوزه­ی علمیه قم به فرمایش گهربار امام صادق(علیه السلام) جامه­ی عمل بپوشاند:

زود باشد که روزگاری کوفه از مؤمنان خالی گردد و دانش در آن ناپدید شود... و به شهری که آن را "قم" گویند ظاهر شود و معدن اهل علم و فضل گردد.([4])

از اقامت آیةالله حائری در قم دو ماه می­گذشت که در منزل آیةالله پایین شهری جلسه­ای گرفته شد تا وضعیت حوزه­ی قم مشخص شود. با وجود بحث­های زیاد مسؤولیت سنگین زعامت و تأسیس حوزه­ی علمیه قم بر عهده آیةالله حائری محوّل گردید. معظم له امر را به آیات کریمه­ی الهی محوّل فرمود.

صبح فردا پس از اقامه نماز صبح رو به ضریح مقدس حضرت معصومه(علیها السلام) ایستاد و با ارادت فراوان قرآن را گشود و خود را به مشیّت الهی سپرد. آیه­ی 93 سوره­ی یوسف ادامه­ی زندگی این عالم بزرگ را در شهر مقدس قم رقم زد.

وءَاتونی بأهلکم أجمعین؛ و همه­ی کسان خود را نزد من بیاورید.

پس از اقامت دایمی آیةالله حائری؛ شاگردان ایشان از حوزه­ی اراک به سمت حوزه­ی قم آمدند و خزان حجره­های غبار گرفته­ی دارالشفا به بهار علم و حقیقت بدل گشت. آیةالله حائری پس از تأسیس حوزه­ی علمیه قم، هیأت ممتحنه را برای امتحان از طلاب و ورود هر کدام به مقطع دیگر تشکیل داد و دروس حوزه، نظمی جدّی و استوار به خود گرفت. ایشان با احداث مدارس علوم دینی و انتشار آثار علمی به وضع معیشت مردم نیز رسیدگی می­کرد. در جریان سیل قم، با نامه­ی آیةالله حائری به شهرهای مختلف، کمک­های مردمی به سوی این شهر سرازیر شد و با نظارت مستقیم معظم له منطقه­ی بزرگی در خیابان خاکفرج خریداری گردید و خانه­هایی با مهندسی جدید برای آوارگان ساخته شد.

زهد و تقوا زیستی آیةالله حائری الگوی طلبه­های علوم دینی بود. حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) از چگونگی زندگی استاد خویش می­فرماید: جناب استاد معظم و فقیه مکرّم حاج شیخ عبدالکریم یزدی حائری ـ که از سال 1340 تا سال 1355 ریاست تامّه و مرجعیّت کامله قطر شیعه را داشت همه دیدیم که چه سیره­ای داشت. با نوکر و خادم خود همسفره و هم غذا بود و روی زمین می­نشست.([5])

روزی یکی از بزرگان شهر عبای گران­قیمتی به فرزند معظم له هدیه نمود. آیةالله حائری که از این ماجرا آگاه شده بود، از فرزند خواست آن را بفروشد و سه عبای ارزان قیمت برای خود و دو طلبه­ی دیگر خریداری کند.

آیةالله العظمی حائری یزدی(قدّس سرّه) با تربیت شاگردان برجسته­ای چون حضرت امام خمینی(قدّس سرّه)، و آیات عظام گلپایگانی، اراکی و مرعشی نجفی(قدّس سرّهم) سنّتی حسنه و آینده­ای جاودان برای جهان اسلام رقم زد، از میراث ماندگار علمی معظم له کتاب­های الصلوه و دررالأصول را می­توان نامید.

بهارِ حجره­های خزان زده قم در 81 سالگی 17 ذی قعده 1355 ﻫ . ق؛ 1315 ﻫ . ش خزان شد و در جوار بارگاه ملکوتی کریمه­ی اهل بیت(علیهم السلام) پرواز به سوی آسمان را بر بقای زمینی ترجیح داد و به ملکوت اعلی پیوست.

[1]. گلشن ابرار، ج 2، ص 557 .

[2]. مجمع البحرین، ماده­ی حارّ.

[3]. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص 26 خاطرات آیةالله العظمی اراکی(قدس سرّه).

[4]. بحارالانوار، ج 60 ، ص 213.

[5]. گلشن ابرار، ص 561 .



https://hawzah.net/fa/Magazine/View/5659/6053/63497/رادمردِ-استقامت/?SearchText=فشارکی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۷