***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشارکیون ******************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشارکیون ******************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

########## بنام خدا ##########
--پایگاه جامع اطلاع رسانی در موضوعات زیر --
..... با سلام و تهیت .. و .. خوشامدگویی .....
*** برای یافتن مطالب مورد نظر : داخل "طبقه بندی موضوعی " یا " کلمات کلیدی" شوید.....
*** این پایگاه : بصورت مستمر درحال بارگزاری اطلاعات می باشد....................................
*** مطالب خود را : جهت بارگزاری ارسال..... بفرمایید ..........................-- موفق باشید --

طبقه بندی موضوعی

یادها و یادگارهایی از آیة الله نخودکی

پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ق.ظ

 پس از آن، برای تکمیل تحصیلات خود به نجف رفت و از درس های سیدمحمد فشارکی و... استفاده می کرد.


مجله  پرسمان  آذر 1384، شماره 39 
ورد سحری / یادها و یادگارهایی از آیة الله نخودکی
26

انسان چیست؟ این سؤالی است که وقتی ماجرای زندگی بعضی را مطالعه می کنی، تمام ذهنت را پر می کند. این گِل متعفن که با «نفخت فیه من روحی»1، مسجود ملائکه شد، حال هم می تواند با پیروی از هوای نفس و شیطان، خود را به رده های پایین تر از چهار پا و به طرف گل متعفن بکشاند و هم ظرفیت این را دارد که از فرشتگان بالاتر رود. آیة الله نخودکی از این دسته انسان هاست. او از کسانی است که سراسر زندگی شان نور است. 80 سال عمر وی، «نورٌ علی نور» بود.2 افراد زیادی در طول تاریخ 80 سال عمر را پشت سر گذاشته اند؛ اما تعداد معدودی به این رتبه رسیده اند. وی چنان از عمر - این مهلت بشر - برای رسیدن به مطلوب بهره جست که انسان غرق تعجب و خجالت می شود. زندگی جریان دارد و روزها از پی هم می گذرند؛ هم برای آنان که از نفس خود، اسبی راهوار، برای طی طریق یار ساخته اند و هم برای کسانی که عمرشان «چراگاه شیطان»3 است و خود چون اسبی رام، مطیع ابلیس هستند.

147 سال پیش در نیمه ماه ذی القعده الحرام، کودکی به نام حسنعلی در یکی از محلات اصفهان به دنیا آمد. پدر وی، ملاعلی اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و دارای روشی منحصر به فرد در زندگی بود. هر درآمدی که کسب می کرد، نیمی را برای خانواده خود هزینه می کرد و بقیه را به سادات و فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها اختصاص می داد.

پدر، این یگانه فرزند خردسال خود را در هر سحرگاه - که خود به تهجد و عبادت می پرداخت - بیدار می کرد و او را با نماز، دعا و راز و نیاز آشنا می ساخت. او از هفت سالگی فرزند را تحت تربیت و مراقبت انسان خودساخته و عارف بزرگوار، حاج محمد صادق تخته فولادی قرار داد. این کودک، از همان زمان، به نماز، روزه، مستحبات، نوافل شب و عبادت می پرداخت و تا 11 سالگی که این مرد بزرگ دار فانی را وداع گفت، تحت تربیت وی بود. شیخ حسنعلی از 12 تا 15 سالگی با وجود نداشتن استاد، تمام روزها، جز روزهای حرام، روزه بود.4 در ماه محرم، از روز اول تا نهم روزه می گرفت و به آب افطار می کرد و عصر عاشورا، کمی تربت تناول می کرد و شب ها تا صبح به عبادت مشغول بود. او تا پایان عمر، دو ماه رجب و شعبان را به رمضان وصل می کرد و ایام البیض5 هر ماه را روزه می گرفت؛ شب ها تا صبح بیدار می ماند و آرام نداشت.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

او علاوه بر تهذیب نفس، از اوایل جوانی به کسب دانش و تحصیل علوم مختلف مشغول بود. او خواندن، نوشتن و ادبیات عرب را در اصفهان فرا گرفت و در همین شهر، نزد استادان بزرگ آن زمان به تحصیل فقه، اصول، منطق و فلسفه پرداخت. تفسیر قرآن را از پسر مرحوم کاشفی آموخت و پس از آن، برای تکمیل تحصیلات خود به نجف رفت و از درس های سیدمحمد فشارکی و سید مرتضی کشمیری استفاده می کرد.

برای این که با مقام معنوی وی آشنا شویم، به این حادثه که در 24 سالگی او روی داد، توجه کنید:

جواهرات حاکم اصفهان، ظل السلطان مفقود شد. او عده زیادی از خدمت کاران را تحت شکنجه و آزار قرار داده تا اعتراف به دزدی کنند. وزیر او در یک جلسه، نزد آقای نخودکی و یکی از عالمان، از این آزار و اذیت خبر داد. آقای نخودکی فرمود اگر قول بدهد دزد را نخواهد من جای جواهرات را می گویم. و باید دست خط و امضا بدهد که دزد را نمی خواهد. بعد از امضا و دست خط ظل السلطان، آقای نخودکی گفت: در خارج از شهر، در فلان نقطه، قنات متروکه ای است؛ در داخل چاه، زمین را حفر کنید؛ جواهرات آن جاست. پس از یافتن جواهرات، وزیر نزد آیة الله نخودکی آمد و گفت: ظل السلطان، دزد را می خواهد. آقا گفت: شما چطور تعهد خود را نادیده می گیرید. ظل السلطان گفت: من این حرف را نمی فهمم؛ من دزد را می خواهم. آقا گفت: من اول شرط کردم و شما هم قبول کردید و کاری از من ساخته نیست.

ظل السلطان گفت: من دستور می دهم که تو را فلک نمایند تا اقرار کنی. کار که به این جا رسید، شیخ حسنعلی گفت: اگر قرار است من مضروب شوم، تو برای این امر، بهتر هستی. بنابراین، به موکلین و نیروهای نامرئی که در اختیارش بود، امر کرد تا او را به حیاط باغ حکومتی برده، بر پایه بستند و شروع به چوب زدن کردند و وقتی خدمت کاران هم جلو می رفتند، خود مضروب می شدند و فرار می کردند. او نیم ساعت چوب خورد و بعد از این واقعه، او از اصفهان خارج شد و به مشهد مقدس سفر کرد. در مشهد، علاوه بر درس و تحصیل، به تزکیه نفس و ریاضت های شرعی پرداخت.

پس از آن به اصفهان بازگشت و دوباره برای ادامه تحصیلات به نجف اشرف رفت و بعد برای تزکیه نفس به مشهد بازگشت و در حجره ای از صحن عتیق، به امور معنوی مشغول شد. در این سفر، در مدتی بیش از یک سال، هر شب تمام قرآن مجید را در حرم امام رضا علیه السلام قرائت کرد و نزد عالمان آن عصر، به کسب علوم ظاهری پرداخت.

آیة الله نخودکی مدتی هم به شیراز رفت و در آن مدت، صبح ها در مطب حاجی میرزا جعفر، طبیب مشهور عصر، به معاینه و معالجه بیماران سرگرم بود و عصرها، کتاب قانون بوعلی را نزد وی می خواند. در یادداشتی که از خود آیة الله نخودکی به دست آمده، چنین نوشته شده است:

نیست علمی که مرا نیست به آن استقصا

ای بسا گنج که خوابیده به ویرانه ماست.

وی از تمام علوم ظاهری و باطنی اطلاع و آگاهی داشت و معتقد بود که بعد از علم توحید، ولایت و احکام شرعیه که تعلم آنها واجب است، تحصیل سایر علوم نیز لازم و پسندیده است. آیة الله نخودکی فقه، تفسیر، هیئت و ریاضیات را برای طلاب تدریس می کرد؛ ولی در فلسفه و علوم الهی با آن که متبحر کامل بود، تدریس نداشت و معتقد بود که طالب این علم، باید ابتدا اخبار معصومین علیهم السلام را کاملاً مطالعه کرده باشد و علم طب را نیز بداند و در حین تحصیل، باید به تزکیه نفس بپردازد؛ زیرا پیامبر، ابتدا مردم را تزکیه و تصفیه می کرد و بعد کتاب و حکمت. بخشی از معضلات علم حکمت و فلسفه جز به مکاشفه حل شدنی نیست و... .

برنامه روزانه

آیة الله نخودکی پس از نماز مغرب و عشا، به نگارش پاسخ نامه ها و انجام خواسته های مراجعان مشغول می شد؛ سپس مدتی به مطالعه می پرداخت و از نیمه شب تا طلوع آفتاب، به نماز، ذکر، نوافل و مستحبات سرگرم می شد. پس از طلوع خورشید، کمی استراحت می کرد و تا بعدازظهر، به ملاقات با مراجعان و تهیه و ساخت دارو مشغول می شد و عصرها برای تدریس به مدرسه می رفت و باز به پاسخ گویی به محتاجان می پرداخت.

در تمام طول سال، بنا به اختلاف ساعت ها، پس از طلوع آفتاب، یا ساعتی بعد از ظهر، استراحت می کرد و سرانجام، آفتاب عمر گران بهای وی در 65 سال پیش، در طلوع آفتاب هفدهم شعبان سال 1361ق. به افول گرایید و روان پاکش به عالم قدس پر کشید.

در مورد این عالم بزرگوار، حکایات فراوان و توصیه ها و نامه های زیادی به ما رسیده که شمع راه مشتاقان طی طریق هدایت است؛ اما ما در این مجال به وصیت نامه این مرد بزرگ می پردازیم تا ببینیم که این عارف و عالم بزرگ، پس از 80 و چند سال عمر بابرکت، به فرزند بزرگوارش، چه توصیه هایی کرده است.

«و لقد وصّینا الذین اوتو الکتاب من قبلکم و ایّاکم ان اتقوالله...؛ هر آینه سفارش کردیم به پیامبران پیش از شما و به شما نیز که از خدا بپرهیزید و تقوا پیشه سازید».

نیست جز تقوا در این ره توشه ای

نان و حلوا را بنه در گوشه ای

با تقوا به همه چیزی رسید. اگر در این راه - طی طریق - به سوی خداوند، تقوا نباشد، ریاضت و مجاهدت را هرگز اثری نیست؛ جز زیان اثری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه خدا نخواهد داشت. اگر آدمی یک چهله به ریاضت بپردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین بر باد رفته است. در تمام عمرم، تنها یک روز نماز صبحم قضا شد. پسر بچه ای داشتم؛ شب آن روز از دست رفت. سحرگاه به من گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای؛ اینک اگر شبی، تهجد و شب زنده داری ام ترک گردد، صبح آن، انتظار بلایی را می کشم.

انجام امور مکروه، موجب پایین آمدن مقام بنده خدا می شود و به عکس، انجام مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد. بدان که اگر در راه سیر و سلوک، به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شب و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است؛ ولی اصل و روح همه اعمال، خدمت به سادات و فرزندان ارجمند رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده است.

اکنون پسرم! تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:

1. آن که نمازهای یومیه و واجب خویش را در اول وقت به جای آوری.

2. در انجام حوایج مردم، هر قدر می توانی، تلاش کنی و هرگز فکر نکنی که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست؛ زیرا اگر بنده خدا در راه حق قدمی بردارد، خداوند نیز او را یاری می کند.

فرزند آیة الله نخودکی گفت: پدر جان! بعضی اوقات، رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدم می گردد. آیة الله نخودکی گفت: چه بهتر که آبروی انسان، در راه خدا بر زمین ریخته شود.

3. سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در این کار، پروا ننمایی؛ اگر تهیدست گشتی دیگر، تو را وظیفه ای نیست.

4. از تهجد و نماز شب، غفلت ننما و تقوا و پرهیز را پیشه خود بنما.

5. به آن مقدار تحصیل کن تا از قید تقلید رها شوی.6

پی نوشت:



https://hawzah.net/fa/Magazine/View/4892/5039/44615/ورد-سحری-یادها-و-یادگارهایی-از-آیة-الله-نخودکی/?SearchText=فشارکی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۷