***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشارکیون ******************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشارکیون ******************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

########## بنام خدا ##########
--پایگاه جامع اطلاع رسانی در موضوعات زیر --
..... با سلام و تهیت .. و .. خوشامدگویی .....
*** برای یافتن مطالب مورد نظر : داخل "طبقه بندی موضوعی " یا " کلمات کلیدی" شوید.....
*** این پایگاه : بصورت مستمر درحال بارگزاری اطلاعات می باشد....................................
*** مطالب خود را : جهت بارگزاری ارسال..... بفرمایید ..........................-- موفق باشید --

طبقه بندی موضوعی

اخلاق در حوزه :حق استاد

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۶ ب.ظ

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری نیز می گفتند که من متکفل کارهای منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکی بودم 

و حتی بعد از مرگ استادم مایحتاج منزلشان را تهیه می کردم. 

از عواقب بی احرامی کردن با استاد این است که عمر را بی برکت و انسان را بی توفیق می کند.


مجله  افق حوزه  22 خرداد 1387 - شماره 192 
اخلاق در حوزه
1

حق استاد

در روایات آمده که حق استاد بر شاگرد بسیار زیاد است و شاگرد باید برای کمال و پیشرفت به آن عمل کند. امام سجاد علیه السلام در این زمینه فرمودند: حق کسی که به تو علم یاد می دهد این است که التعظیم له التوقیر لمجلسه او را احترام کنی و بزرگش بداری. انسان وقتی با بزرگ تر از خودش حرف می زند باید حرمت داری کند؛ حالا فرقی نمی کند از نظر سنی بزرگ باشد یا از نظر فکری و علمی. در روایات آمده که وقتی با پدر حرف می زنی اسم کوچکش را نگو، چون موجب تحقیرش می شود؛ بلکه وقّروا کبارکم. حالا بعضی ها در احترام کردن خیلی چیزهای کوچک را هم مراعات می کنند، مثلا پیش آنها سیگار نمی کشند، پایشان را دراز نمی کنند و یا پیش آنها نمی خوابند، که اینها احترام فوق العاده ای است و نشان از صفای دل احترام کننده دارد. در شرح حال مرحوم سید رضی نوشته اند که استادش به او گفته که خانه تان کوچک است و من خانه بزرگ خودم را به شما می دهم. سید با آن عزت نفس خود، به استاد گفت: من حتی از پدرم صله قبول نمی کنم. استاد پرسید: حق پدرت بیشتر است یا من که استادت هستم؟ گفت: حق شما؛ استاد فرمود: پس امر می کنم که قبول کن.

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری نیز می گفتند که من متکفل کارهای منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکی بودم و حتی بعد از مرگ استادم مایحتاج منزلشان را تهیه می کردم. از عواقب بی احرامی کردن با استاد این است که عمر را بی برکت و انسان را بی توفیق می کند. طلبه ای به استادش آقای طباطبایی جسارت کرده و در اثر آن عمل، جوانمرگ شده بود؛ اگر هم چنین فردی به مرگ زودهنگام دچار نشود، دیگر عملش فایده ای ندارد.

استادی که بر گردن انسان حق دارد، باید در حضور و غیاب احترامش را حفظ کرد و در حرف زدن و نشست و برخاست در مقابل استاد مراقب بود که بی احترامی نشود. نوشته اند منصور دوانیقی در حرم رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله بلند حرف زد. مالک بن انس گفت: یا امیرالمؤمنین البته اصطلاح مالک را می گویم آهسته حرف بزن، چون در پیش رسول خدا هستی و رسول اکرم که حی و میت ندارد. این ها حقوقی است که خدا در قرآن برای رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله برشمرده و فرموده: ان الذین یغضّون اصواتهم عند رسول اللّه امتحن اللّه قلوبهم للتقوی، حجرات3؛ ما هم باید در مجلس درس حقوق و احترام اساتید را مراعات کنیم. من تصور می کنم شوخی کردن با استاد هم در بعضی مراحل، خلاف ادب است و در روایات آمده است که با امام شوخی نکنید. فرمایش امام سجاد علیه السلام در ادامه حدیث می فرمایند: و حسن الاستماع له والاقبال علیه، بحارالانوار2/ 42؛ خوب و با دقت به حرف آنها گوش کنید. اصلا یکی از آداب مجالست، حسن استماع است؛ یعنی انسان به حرف طرف مقابلش گوش کند و بی اعتنا نباشد. حالا استاد که مقامش بس بلند است و ما حتی نباید به این طرف و آن طرف نگاه کنیم، این بی اعتنایی است.

حسن استماع معنایش شامل این هم است که وقتی قرآن می خوانیم باید فکر و حواسمان در قرآن باشد؛ چراکه خدا دارد با ما حرف می زند، پس باید با توجه بخوانیم.

در پای درس اساتید یا موعظه شان با حواس جمع گوش دهیم، متوجه استاد باشیم و بدنمان رو به طرف استاد باشد. در روایت است که رسول خدا صلی اللّه علیه وآله در حالتی که بدنشان به یک طرف بود، با کسی صحبت نمی کردند، یعنی روبه رو و با کمال اقبال حرف می زدند. آن حضرت وقتی با کسی سخن می گفتند، تمام توجه شان به مخاطب بود و تا زمانی که فردی حرف می زد، خداحافظی نمی کردند.

من و شما نیز باید با استاد این طور باشیم، اگر اساتیدمان از دنیا رفته اند، باید به یاد آنها باشیم، اگر می توانیم برایشان قرآن بخوانیم و صدقه بدهیم و به زیارت قبرشان برویم.

امام سجاد علیه السلام می فرمایند: و لا تجیب احداً یسأله عن شیء کسی از استاد چیزی می پرسد تو جواب نده، حتی یکون هوالذی یجیب استاد خودش آنجا نشسته و جواب می دهد. ولا تحدث فی مجلسه احدا در نزد استاد با کسی سخن مگو. ولا تغتاب عنده احدا در حضور استاد غیبت کسی را نکن. و ان تدفع عنه اذا ذکر عندک بسوء اگر کسی غیبت استاد را کرد، شما از او دفاع کن که این هم یکی از حقوق استاد است. و ان تستر عیوبه ... . اگر در استاد عیبی مشاهده کردی افشا مکن، البته انسان باید این خصوصیت را در برابر تمام مسلمانان مراعات کند. استاد هم انسان است و انسان جایزالخطاست، پس چیزی که موجب هتک حرمت او باشد و خودت هم دیدی باید مستورش داری. تظهر مناقبه فضایل استاد را اظهار کن، مثلا او اهل نماز شب است، مراقبت دارد و ...؛ البته آن مناقب درست را باید بیان کرد نه این که دروغ بگوییم. و لا تجالس له عدوا می فرماید با دشمن استادت مجالست نکن. و لا تعادی له ولیاً، فاذا فعلت ذلک شهدت لک ملائکةاللّه عزوجل بانک قصدته و تعلمت علمه لله جل و عز اسمه آن وقت ملائکه شهادت می دهند که تو برای خدا از او علم آموختی؛ در این صورت علم، وقت، قلم، زبان و قلبت نورانی و بابرکت می شود. البته امروز با این محیط ماشینی، رعایت این مسائل کمی سخت شده، ولی به هر حال دستورات معصومین علیهم السلام است و باید در حد توان نسبت به عمل به آنها اهتمام ورزید.

در خصوص حقوق شاگردان نیز امام فرموده: و حق رعیتک بالعلم فان تعلم ان اللّه عزوجل انما جعلک قیما لهم، ای عالم آنها که رعیت علم شما هستند این را بدان که خدا تو را سرپرست آنها قرار داده است، اینها مثل فرزندان تو هستند. و فتح لک من خزائنه خدا دری از خزائن علمش را به روی تو گشوده است. فان احسنت فی تعلیم الناس اگر خوب یادشان دادی، یعنی چه؟ یعنی و لم تخرق بهم و لم تضجر علیهم بداخلاقی و تندی نکن. یکی می گفت یک روحانی بالای منبر در باب حلم و بردباری حدیث می خواند، در این حین در پای منبر فردی که مقداری حواس پرتی داشت، میان کلام آقا، حرف می زند. آقا می گفت: گوش کن و ... بعد از مدتی خود آقای روحانی از حلم و بردباری به در رفت، مردم گفتند: آقا برای ما اخلاق می گوید و به ما تعلیم می دهد، ولی خودش تحمل حرف را ندارد

حقا علی اللّه عزو جل ان یسلبک العلم و بهائه؛ اگر بداخلاقی و تندی کردی، بر خدا حق است که آن علم و طراوت و عظمت آن علم را از تو سلب کند. و یسقط من القلوب محللک، من لایحضر2/621؛ و اعتبار تو را از دل ها زایل و ساقط کند، دیگر مردم خوب نمی پرسند. چون در روایت دیگری داریم که هرکس نعمت خدا بر او فراوان باشد احتیاج مردم بر او فزونی می یابد.

نتیجه این سخنان این است که اساتیدمان حقوقی بر گردن ما دارند، پس آنها را یاد کنیم، گاه و بیگاه به خانه شان برویم و اگر می توانیم هدایایی برایشان ببریم و اگر از این نشئه رفتند، با خواندن قرآن و دعا آنها را خشنود سازیم.

اینها موجب برکت عمر و برکت علم ما خواهد شد و توفیقات الهی را در پی دارد. آدم گاهی کارهای بزرگی می کند که خودش هم تصور نمی کند. من گمان می کنم منشأ خیلی از توفیق ها و عدم توفیق هایمان همین احترام به اساتید یا بی احترامی به آنهاست.

انسان باید کاری کند که پدر و مادر و استاتیدش او را دعا کنند.

خدایا به حق محمد و آل محمد به ما توفیق ادای حق آنهایی را که به نحوی برگردن ما حق دارند، عطا بفرما. والسلام علکیم و رحمة اللّه

https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6435/6851/82207/اخلاق-در-حوزه-/?SearchText=فشارکی


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۵