***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشا ر کیو ن ************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

****.**** کنز فشا ر کیو ن ************** Fesharkies's Treasure ****.****

***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.***

########## بنام خدا ##########
--پایگاه جامع اطلاع رسانی در موضوعات زیر --
..... با سلام و تهیت .. و .. خوشامدگویی .....
*** برای یافتن مطالب مورد نظر : داخل "طبقه بندی موضوعی " یا " کلمات کلیدی" شوید.....
*** این پایگاه : بصورت مستمر درحال بارگزاری اطلاعات می باشد....................................
*** مطالب خود را : جهت بارگزاری ارسال..... بفرمایید ..........................-- موفق باشید --

طبقه بندی موضوعی

علما و بزرگان : آل یاسین، راضی

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ق.ظ

[10] سید محمد فشارکی اصفهانی از خاندان طباطبائی .... است. 

او بعد از وفات پدرش در 11 سالگی به عراق هجرت کرد و بعد از گذراندن دروس مقدماتی و سطح عالی حوزه در کربلا و نجف به درس میرزای شیرازی راه یافت 

و به همراه او به سامرا رفت. بعد از رحلت میرزای شیرازی به نجف برگشت و در سال 1316هـ.ق در همان شهر درگذشت.

 شاگردان برجسته ای را تربیت کرد که شیخ محمد کاظم شیرازی ازجمله آنان است. تقریرات درس برائت میرزای شیرازی و شرح رسائل (برائت) شیخ انصاری از تألیفات اوست.

 سید محمد فشارکی اصفهانی عالمی عامل و زاهدی وارسته بود که نام نیک وی زینت بخش کتابهای رجال و محافل مذهبی است. اعیان الشیعه، ج 9، ص 125.


آل یاسین، راضی
آل یاسین، راضی
تاریخ انتشار : 1396/5/21
 
بازدید : 79
 
تاریخ ولادت : 1314 هـ ق
 
کشور : ایران
 
: عبدالحسین
 
: وارثون
 
آثار : اوج البلاغه، تاریخ الکاظمیه، صلح الحسن و...

مقدمه

شیخ راضی فرزند شیخ عبدالحسین آل یاسین در سال 1314 هـ ق در شهر مقدس کاظمین دیده به جهان گشود. دروس حوزه را نزد اساتید برجسته ای چون شیخ محمدرضا آل یاسین و شیخ محمد کاظم شیرازی[1]به پایان رساند و به عنوان عالمی سرشناس و فقیهی مورد اعتماد در کاظمین استقرار یافت.

خُلق زیبا و رفتار جذاب، شیفتگان علم و تقوا را به سوی آن شخصیت وارسته می کشانید. او در مدت حیات پنجاه و هشت ساله اش در راه احیای ارزشهای الهی و معارف اهل بیت(علیه السلام)تلاش کرد و در کنار تعلیم و تدریس علوم آل محمد(صلی الله علیه وآله) و هدایت عاشقانِ سعادت و دانش و کمال، به عنوان فقیهی آگاه، مورخی مخلص و عالمی تیزبین و اندیشمندی ژرف نگر در عالم تشیع مطرح شد.[2]

از تبار نیکان

سلسله خاندان آل یاسین در شهر کاظمین معروف به علم و تقوا و اجتهادند و در تاریخ این شهر همچون ستارگان فروزان درخشیده و به محافل علمی و مذهبی آن مکان باعظمت رونق بخشیده اند. در اینجا به معرفی کوتاه چند تن از اجداد و پدران شیخ راضی می پردازیم:

1ـ علامه شیخ محمد حسن آل یاسین: جدّ شیخ راضی آل یاسین می باشد که بعد از وفات استادش شیخ مرتضی انصاری به مرجعیت دینی مردم عراق برگزیده شد. محمد حسن آل یاسین فقیهی عمق نگر و عالمی وارسته بود. علامه سید حسن صدر می نویسد:

«شیخ محمد حسن آل یاسین یادگار عالمان گذشته، دارای نگارش زیبا، با تقریراتی عالی و متبحر در فقه و اصول، اطلاعات گسترده در علم حدیث و رجال بود که بعد از استادش شیخ مرتضی انصاری به مقام مرجعیت دینی در عراق نائل شد. اهالی بغداد و مردم اطراف آن و بسیاری از شیعیان دیگر از این مرجع عالی مقام تقلید می کردند و آوازه فضل و دانش او به سراسر حوزه های علمیه و شیعیان جهان رسیده بود. او تألیفات متعددی در موضوعات مختلف به رشته تحریر کشیده است که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- الصاحب ابن عبادحیاته و ادبه 2- العباب الزاخر و اللباب الفاخر 3- اسرار الفقاهة 4- حقوق الوالدین 5- رسالة فی اختلاف الافق للصائم 6- رسالة فی الطهارة والصلاة والصوم 7- المجالس فی ایام عاشورا 8- الامامه 9- تعلیقات رسائل شیخ انصاری او از بزرگانی همچون صاحب فصول و صاحب جواهر، شیخ عبدالنبی کاظمی (نویسنده تکملة نقد الرجال) بهره برده و با علامه شیخ جعفر شوشتری هم درس و دوست صمیمی بوده است. این مرجع عالی قدر در سال 1308 رحلت کرد و توسط شیخ عبدالحسین (پدر شیخ راضی آل یاسین) در نجف به خاک سپرده شد.»[3]

تصریح حضرت مهدی(علیه السلام)

علامه محمد حسن آل یاسین کاظمی از جمله عالمان وارسته ای ایست که مورد عنایت حضرت مهدی(علیه السلام) قرار گرفته اند. در داستان معروفی که حاج شیخ عباس قمی از استادش محدث نوری به عنوان قصه حاج علی بغدادی نقل و در مورد صحت آن تأکید فراوان می کند، امام زمان(علیه السلام) از این شخصیت فرزانه عالم تشیع به عنوان وکیلِ مورد تائید یاد می کند. حاج علی بغدادی می گوید:

«در ذمّه من هشتاد هزار تومان[4] مال امام(علیه السلام)جمع شده بود. به نجف رفتم و بیست تومان به بزرگ مرجع شیعه، شیخ مرتضی انصاری، بیست تومان به جناب شیخ محمد حسین مجتهد کاظمینی و بیست تومان هم به جناب شیخ محمد حسن شروقی دادم و در ذمّه ام بیست تومان دیگر باقی ماند و قصد داشتم در بازگشت به بغداد آن را به جناب شیخ محمد حسن آل یاسین در کاظمین تحویل دهم. با همین نیت به بغداد آمدم و در ادای آن مبلغ شتاب داشتم تا اینکه روز پنج شنبه به قصد زیارت به کاظمین رفتم. بعد از زیارت به حضور شیخ محمد حسن آل یاسین رسیدم و مقداری از آن مبلغ را پرداختم و به جای پرداخت باقی مانده، وعده کردم که بعد از فروش اجناس، به تدریج بر من حواله کنند تا به اهلش برسانم. وقتی خواستم به بغداد برگردم، آقای آل یاسین خواهش کرد آن روز نزد آنان بمانم، اما من عذرخواهی کردم. چون در روزهای پنجشنبه باید به کارگران کارخانه پارچه بافی ام مزد پرداخت می کردم، باید به بغداد برمی گشتم. از عالم بزرگوار شیخ محمد حسن آل یاسین خداحافظی کردم و به سوی بغداد به راه افتادم. یک سوم راه را طی کرده بودم که دیدم سید جلیل القدری از سوی بغداد به طرف من می آید. وقتی نزدیک شد، سلام کرد. او با من دست داد، روبوسی کرد و مرا در آغوش گرفت و دست در گردن همدیگر انداخته و صورت همدیگر را بوسیدیم. به من فرمود: خوش آمدی، خیر مقدم. من در حالی که به سیمای نورانی اش خیره شده بودم، مشاهده می کردم که عمامه سبز روشنی بر سر دارد و خال بزرگ سیاهی بر رخسار مبارکش هست. به من فرمود: حاج علی خیر است، به کجا می روی؟ گفتم: کاظمین را زیارت کرده ام و به سوی بغداد برمی گردم. فرمود: امشب شب جمعه است برگرد! عرضه داشتم: آقای من! نمی توانم. فرمود: چرا می توانی! برگرد تا شهادت دهم که تو از دوستان حقیقی جدم امیرمؤمنان(علیه السلام)و از شیفتگان مایی! و شیخ محمد حسن آل یاسین نیز شهادت دهد، زیرا خداوند امر فرموده است که دو شاهد بگیرید. این سخن اشاره به نکته ای بود که در دل داشتم. در نظرم بود که از جناب شیخ محمد حسن خواهش کنم ضمن نوشته ای شهادت دهد که من از دوستان اهل بیت(علیه السلام)هستم و آن را هنگام مرگ در کفنم بگذارند. گفتم: ای بزرگوار! تو از کجا می دانی و چگونه شهادت می دهی؟ فرمود: کسی که حق او را به دستش می رسانند، چگونه آن رساننده را نمی شناسد؟ گفتم: چه حقی؟ فرمود: آنچه را که به وکیل من رساندی. گفتم: وکیل تو کیست؟ فرمود: شیخ محمد حسن! گفتم: وکیل توست؟ فرمود: وکیل من است. فردای آن روز که حاج علی بغدادی نزد شیخ محمدحسن آل یاسین می رود، شیخ او را از افشای این راز نهی و برای توفیقاتش دعا می کند.»[5]

شیخ باقر آل یاسین

این شخصیت فرزانه شیعه پدر بزرگ شیخ راضی آل یاسین است که از فقهای صاحب نام عصر خود بود. او مجتهدی مسلم بود و صفات نیک اخلاقی، از جمله عدالت، و ثاقت را در وجودش جمع کرده بود. شاگردان زیادی را تربیت کرد که سید حسن صدر عاملی نویسنده تاسیس الشیعه الکرام[6] یکی از آنان است. شیخ باقر در سال 1290هـ.ق از دنیا رفت و دو پسر عالم و فاضل به نامهای شیخ عبدالحسین (پدر شیخ راضی) و شیخ عبدالله از خود به یادگار گذاشت.[7]

پدر دانشمند

شیخ عبدالحسین فرزند شیخ باقر فرزند شیخ محمد حسن آل یاسین کاظمی پدر شیخ راضی است. او فقیهی پارسا، دانشمندی با فضیلت و عارفی عامل بود که برای تکمیل دانش و تهذیب نفس به شهر نجف هجرت کرد و مدتی طولانی به تلاش علمی و عملی پرداخت و به مقامات عالی و درجات معنوی رسید. آنگاه به سامرارفت و به حلقه درسی میرزا محمد حسن شیرازی پیوست. همچنین از سایر مدرسان سامرا، همانند سید اسماعیل صدر[8]بهره برد. سپس به کاظمین بازگشت و به تبلیغ، تدریس و نشر معارف اسلامی پرداخت. چون او از خاندان علمی بزرگ در شهر کاظمین بود، بعد از وفات جدش محمد حسن آل یاسین و پدر و عموهایش، وارث خاندان آل یاسین شد و ضمن رهبری شیعیان کاظمین و بغداد، با برگزاری محافل علمی و ادبی و مجلس درس و ادب به شکوه و عظمت خاندان آل یاسین تداوم بخشید. شیخ عبدالحسین در ادامه فعالیتهای خود به حوزه علیمه شهر کربلا هجرت کرد و بعد از مدتی که به درجه اجتهاد رسید، دوباره به دیارش بازگشت. او در کاظمین به هدایت مردم، تهذیب نفوس، اقامه نماز جماعت، صدور فتوا و قضاوت می پرداخت. اهالی کرخ بغداد بیشترین تأثیر را از این فقیه فرزانه می پذیرفتند. شیخ عبدالحسین که با داشتن صفات نیک انسانی، دلها را به سوی خود جذب کرده بود، در سال 1351ق در کاظمین از دنیا رفت و در نجف در کنار پدر و جدش به خاک سپرده شد. از وی سه فرزند پسر به نامهای شیخ محمدرضا، شیخ مرتضی و شیخ راضی به یادگار ماند که همگی از فقیهان، عالمان و بزرگان علم و فضیلت به شمار می آیند.[9]

اساتید

شیخ راضی آل یاسین در دوران تحصیل در حوزه های نجف و کاظمین از اساتید برجسته ای بهره برد. از میان آنان نام دو نفر بیشتر جلوه می کند.

1 ـ شیخ محمد کاظم شیرازی:

وی در سال 1292هـ.ق در شیراز متولد شد. در هشت سالگی به همراه پدرش حاج حیدر صباغ به کربلا رفت. بعد از کسب علوم مقدماتی در حوزه علیمه کربلا به زادگاهش مراجعت کرد، امّا دوباره در سال 1310هـ.ق با رونق گرفتن حوزه سامرا به آنجا شتافت و در پرتو رهبری میرزای شیرازی از حوزه سامرا بهره ها برد و از سید محمد اصفهانی[10] شیخ حسن طهرانی[11] و میرزا محمد تقی شیرازی دانش های مورد نیاز را آموخت.

بعد از وفات میرزای شیرازی همراه با میرزا ابراهیم شیرازی[12] به زادگاهش برگشت، اما به فاصله اندکی دوباره در سامرا به درس میرزا محمدتقی شیرازی رفت تا اینکه یکی از چهره های درخشان و انگشت شمار حوزه سامرا قرار گرفت. وی به همراه استادش میرزا محمدتقی شیرازی به کربلا رفت و تا وفات او در سال 1338هـ.ق در آنجا اقامت گزید. بعد از آن به حوزه نجف وارد شد و بعد از وفات سید ابوالحسن اصفهانی یکی از مراجع نامدار آن حوزه محسوب گردید. این استاد فرزانه شاگردان زیادی را تربیت کرد که در عراق، ایران و هندمنتشر شدند و شیخ راضی آل یاسین یکی از آنان است.

از تألیفات وی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 ـ الحواشی علی العروة الوثقی

2 ـ بلغة الطالب فی حاشیه المکاسب: حاشیه هایی بر مکاسب شیخ انصاری است. این اثر محصول تقریرات درس استادش میرزا محمد تقی شیرازی و خلاصه دروس خود وی در حوزه های نجف و کربلا و سامرا است.

3 ـ حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری

4 ـ مسائل فقهیه: شامل پرسش و پاسخهای فقهی به صورت متفرقه می باشد.

5 ـ سیری در ابواب مختلف فقه.

6 ـ تعلیقات بر تقریرات میرزا حسین نائینی.

7 ـ تعلیقات بر کتاب دررالفوائد شیخ عبدالکریم حائری.

8 ـ حواشی بر الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه تألیف شیخ محمد حسین اصفهانی

9 ـ رسالة فی صلاة الجمعه

10 ـ احکام الخلل فی الصلاة

11 ـ مناسک حج

شیخ محمد کاظم شیرازی بعد از عمری تلاش در راه ترویج علم و تقوی و تربیت شاگردان و پرورش مجتهدان و فقیهان و عرضه آثار علمی در عرصه فقه و اصول، در سال 1367هـ.ق در شهر مقدس نجف جان به جان آفرین تسلیم کرد و در حرم مطهر علوی به خاک سپرده شد.[13]

2 ـ شیخ محمدرضا آل یاسین

وی برادر شیخ راضی و از اساتید برجسته اوست. شیخ محمدرضا در سال 1297هـ.ق در شهر کاظمین به دنیا آمد. تحصیلات خود را در حوزه های مهم عراق تکمیل کرد و یکی از مراجع بزرگ عصر خود گردید. اساتید وی در کاظمین شیخ عبدالحسین بغدادی و دائی اش علامه سید حسن صدر می باشند. همچنین از محضر شیخ حسن کربلائی، سید علی سیستانی و سید اسماعیل صدر بهره برد.

از تألیفات وی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- بلغة الراغبین فی فقه آل یاسین. چاپ پنجم این کتاب در سال 1367هـ.ق در نجفمنتشر شد.

2- سبیل الرشاد فی شرح نجاة العباد صاحب جواهر.

3- شرح منظومه بحرالعلوم در فقه

4- شرح استدلالی تبصره در فقه

5- شرح مشکلات عروة الوثقی

6- منظومه فی احکام السلام

6- دیوان شعر

7- مناسک حج

8- حاشیه بر عروة الوثقی

9- منظومه فی صلوة المسافر

از شاخص ترین شاگردان وی علاوه بر شیخ راضی آل یاسین، می توان به علامه شهید سید محمد باقر صدر اشاره کرد که خواهرزاده وی نیز می باشد.

این فقیه عارف در سال 1370 در کوفه از دنیا رفت و در نجف اشرف دفن شد. علامه امینی در مورد شخصیت والای این استاد حوزه نجف می نویسد:

«شیخ محمدرضا آل یاسین رهبر روحانی و مرجع بزرگ شیعه در عرصه علم و فقاهت و استاد بی بدیل حوزه نجف می باشد. او مرد تقوی و فضیلت و یکی از معدود مراجع دینی در عصر حاضر، عالمی پسندیده خصال، با کرامت، دارای فضائل اخلاقی و صفات ستوده انسانی بود.»[14]

آثار و کتب

شیخ راضی آل یاسین در موضوعات مختلف مذهبی تألیفات ارزشمندی را به جامعه دانش پژوهان عرضه نمود. کتابهای وی به شرح زیر است:

1 ـ اوج البلاغه: شامل خطبه های رسای امام حسن و امام حسین(علیه السلام) می باشد.

2 ـ تاریخ الکاظمیه: در یک جلد بزرگ تاریخ زادگاه خود را به تصویر کشیده است. برخی از مطالب این اثر نفیس در مجلة الاصلاح[15]در بغداد منتشر شد. این کتاب تمام خصوصیات و ویژگیهای شهر کاظمین را به همراه جدیدترین اطلاعات تا عصر مؤلف به سبک جذاب بیان می کند، اما با کمال تأسف این کتاب در دسترس نیست.[16]

3 ـ مجموعه آثار شعر و منظومات ادبی

4 ـ تدوین «دیوان جابر ابی النوادر»: جابر بن عبدالحسین بغدادی از شعرای عراقی است و شیخ راضی دیوان او را تنظیم و تدوین کرده است.

5 ـ تحقیق و احیای کتاب الغُرّه فی شرح الدرّه: اصل این کتاب در موضوعات علم کلام است و توسط شیخ عبدالنبی علی کاظمی نوشته شده است.[17]

6 ـ صلح الحسن: معروف ترین اثر شیخ راضی است که در سال 1372هـ ق به چاپ رسید. این کتاب به نام صلح امام حسن(علیه السلام) پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ توسط حضرت آیت الله خامنه ای در سال 1348 و به همت انتشارات آسیا منتشر شد.

صلح امام حسن(علیه السلام)

شیخ راضی با تألیف این کتاب پاسخ بسیاری از شبهات را داد. این کتاب در نیم قرن اخیر منبع بسیاری از پژوهشها قرار گرفته و جایگاه ارزشمند خود را در عرصه اهلبیت پژوهان و حوزه های علمیه و تاریخ نگاران یافته است. محققان بزرگی همچون سید شرف الدین در النص والاجتهاد و علامه امینی در الغدیر به طور گسترده از کتاب صلح الحسن(علیه السلام) بهره برده اند. مؤلف در توضیح انگیزه اش برای نگارش می نویسد:

«دوران خلافت حسن بن علی(علیه السلام) بر اثر انگیزه های خاص گذشتگان و سستی و اهمال دیگران صورتی زشت به خود گرفته و سرنوشت غمناک برخی حوادث دگرگون شده تاریخی دچار گشته است. بازیگران سیاست پیشه تاریخی بر اثر مطامع دنیوی خود، سیمای منور حضرت امام حسن بن علی(علیه السلام) را در نظر مردمِ سطحی نگر و داوران بی تحقیق به شکل خلیفه ای بی سیاست، زن دوست و تبدیل کننده خلافت به مال دنیا!! قلمداد کرده و به آن حضرت بسی نسبت های ناروا ظالمانه بی منطق و به دور از حقیقت داده اند. فصول کتاب حاضر بدین منظور تهیه شد که این فاصله کوتاه زمان را از نقطه نظر حوادث تاریخی پراهمیت آن که -چه ذاتاً و چه به لحاظ موقعیت استراتژیکی- در شمار مهمترین فاصله های زمانی بعد از رحلت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)تا کنون است، بررسی کند. حسن بن علی(علیه السلام) را چه زیان رسد اگر دلهای کودن و مغزهای گیج بر او ستم کنند، ولی روشن بینان منصفانه به شخصیت او بنگرند؟ بیگمان، صحنه های گوناگون زندگی این امام و مواهبی که خدا بر او ارزانی داشته و عمق و دوراندیشی و هدفهای برزگ او آن چنان هست که او را در ردیف برگزیده ترین چهره های جاوید بزرگان جهان قرار دهد. منظور ما از نگارش این سطور، به همین برآورده می شود که از راه منطق صحیح و تردیدناپذیر، عظمت این امام، بی هیچ شائبه عیب و نقص و اشکال آشکار گردد. کتاب ما، در پیرامون زندگی امام حسن بن علی(علیه السلام) به طور عموم نیست، بلکه فقط درباره فرازهای سیاسی زندگی اوست. در این کتاب برای ایجاد نظم لازم، هرگز از شواهد قطعی که در لابه لای روایات پراکنده و نامنظم، فراوان به دست می آید، فراتر نرفته ایم و بنابراین، مدارک موجود -با همه نقصی که در تک تک آنها بود- مجموعاً توانست مأخذ و مدرک تحقیقات این کتاب و هم مبنای نظم و ترتیب و پیوستگی آن باشد و این بهترین توفیقی است که به آن می بالیم.

در تحلیل و بیان فلسفه هریک از فرازها و صحنه ها با تانّی و بی شتاب پیش رفته و همه جا از فتوای عقل دوش به دوش حکم نقل استفاده برده ایم. در بسیاری از موارد که در پی دقت و بررسی بیشتری بوده ایم، در گفته های شخص قهرمان که رساتر و واقع نماتر از روایتهای بیشتر مورخان است، منظور خود را جسته ایم.»[18]

علامه سید شرف الدین در مورد این کتاب می نویسد:

«من بارها در این صدد بوده ام (که در مورد صلح امام حسن(علیه السلام) کتابی نوشته و توضیحاتی بدهم) ولی مشیت حکیمانه خدای عزوجل بر این قرار گرفت که بدین مهم کسی را که از همه رو سزاوارتر و شایسته تر است، برانگیزد... و او فراهم آورنده این کتاب مبتکرانه صلح الحسن - است که بحق در موضوع خود سخن آخرین است و گزارنده قضاوت راستین و نماینده مرز حق و باطل.

بر فصول درخشنده یی چند از آن -که نمایشگر فضل مؤلف بزرگوار نیکوکارش بود- واقف آمدم و آن را براستی در کاوشگری و باریک بینی و میانه روی و هم در قاطعیت بیان و استدلال و ریزه کاری و تتبع و پرهیز و احتیاط در نقل گفتارها و رادمنشی در مجادله و احاطه بر چیزهای مناسب موضوع در عین روانی اسلوب و انسجام سخن و رسائی در آنجا که سخن به ایجاز گفته و زیبائی و گیرائی در آنجا که سخن را به درازا کشانده...درست همانند مؤلف بزرگوارش یافتم.

کتاب فراهم آمده فکری منظم، مبتکر و قوی است. هماهنگی و پیوستگی اش آن را به صورت جویباری سرشار و لبریز از اندوخته های عقلی و نقلی درآورده و به واحدهائی به هم بسته و به نهایت غنی و کامل -از همه جهاتی که با موضوع متناسب است و موجب ارزش تمام- همانند ساخته است. پیراستگی اش همراه با جامعیت و روشنی اش همراه با عمق و نقد تحلیلی اش از دیگر امتیازات این اثر می باشد.»[19]

گزارشی از کتاب

کتاب صلح الحسن(علیه السلام) با گفتاری از علامه سید شرف الدین آغاز و با پیش گفتار مؤلف وارد بحث اصلی می شود، البته در ترجمه فارسی آن یادداشت کوتاهی از مترجم نیز آمده است. در بخش نخست کتاب به معرفی کوتاهی از شخصیت امام مجتبی(علیه السلام) در ابعاد اخلاقی و خانوادگی پرداخته شده است. بخش دوم به موقعیت سیاسی حضرت پیش از بیعت، زمان بیعت و کوفه در روزهای بیعت، اشاره دارد و عناوین دیگری نیز همچون تصمیم بر جنگ، بسیج نیرو و نصب فرماندهان نظامی، تعداد سپاه، عناصر تشکلیل دهنده سپاه، شخصیت عبیدالله بن عباس، آغاز سرنوشت، قلمرو تردید، عقیده یا حکومت؟ فداکاری و سیمای صلح به چشم می خورد.

مؤلف در بخش سوم به موضوع اصلی کتاب (صلح) می پردازد و با شرح و تبین انگیزه های صلح، قرارداد صلح، فرازهای برجسته قرارداد ادامه می یابد. آنگاه با طرح عناوین ملاقات در کوفه، در صحنه یی دیگر، و وفاداری به مفاد و شروط قرارداد، بحث خود را در زمینه صلح کامل می کند. در ادامه همین بخش به بازتاب و پیامدهای صلح و عملکرد معاویه با شیعیان و سران آنان اشاره می کند. آخرین گفتار کتاب که نظرات نهایی و نتایج بحث را دربر دارد، شامل مقایسه میان شرائط امام حسن(علیه السلام) و زمینه ها و مقدمات قیام امام حسین(علیه السلام) است. نویسنده نتیجه می گیرد که صلح امام حسن(علیه السلام) و قیام امام حسین(علیه السلام) مکمل یکدیگرند و تشخیص اینکه کدام یک از این دو برادر مجاهدتش مؤثرتر و در راه هدف موفق تر و ضربتش بر دشمن قاطع تر و کوبنده تر بود، امری دشوار است. عملکرد فداکارانه هر دو امام در جاودانه ساختن مکتب حیات بخش تشیع لازم بود و هر دو بزرگوار وظیفه تاریخی خود را به گونه ای شایسته انجام رساندند.

از منظر اهل نظر

شیخ راضی آل یاسین در اثر تلاشهای بی وقفه و خستگی ناپذیر در راه نشر علوم آل محمد و دفاع از فرهنگ اهل بیت(علیه السلام) مورد توجه علمای عصر خود و بعد از آن قرار گرفت. برخی از ویژگیهای وی را از دیدگاه صاحب نظران می خوانیم.

1 ـ صائب عبدالحمید:

«شیخ راضی آل یاسین بغدادی فرزندعبدالحسین از دانشمندان و ادبای فاضل و از عالمان ممتاز کاظمین می باشد. او در رشته تاریخ دو کتاب ارزنده به نام های تاریخ الکاظمیه القدیم والحدیث و کتاب صلح الحسن را به رشته تحریر درآورده که دومی در موضوع خود بی نظیر و برترین اثر می باشد.»[20]

2 ـ علامه عبدالحسین امینی:

«شیخ راضی آل یاسین پدید آورنده اثر ارزشمند صلح الحسن است که جامع حقایق روشن و نکات دقیق دینی، علمی و تاریخی است و نشانگر عمق اطلاعات و آگاهی و جلوه ای از فضائل، نوآوری و روشنگری او در این عرصه می باشد.»[21]

3 ـ آقا بزرگ تهرانی:

«شیخ راضی آل یاسین در کتاب صلح الحسن به صورت شایسته تاریخ صلح امام مجتبی(علیه السلام) را تحلیل و اثبات نمود که صلح امام مجتبی(علیه السلام) و شهادت امام حسین(علیه السلام) مانند دو کفّه ترازو در مسیر یاری از دین مبین اسلام و به مانند مکمل، مقدمه و زمینه ساز یکدیگرند.»[22]

مؤلف از منظر شرف الدین

علامه سید شرف الدین در تقریظ عالمانه و تحقیقی خود بر کتاب صلح الحسن در مورد شخصیت شیخ راضی می نگارد:

«خواننده می تواند خصال برگزیده مؤلف را در زیبائیهای این کتاب مشاهده کند و من اگر او را ندیده بودم بی گمان می توانستم چهره اش را با الهام از مطالب کتاب، ترسیم کنم. اینک این اثر اوست که او را با چهره ای باز، سیمائی درخشنده،سخنی شیرین، طبعی هموار و آرام، سینه ئی گشاده، خویی نرم، ذهنی سرشار، فهم و دانشی فراوان، اطلاعی وسیع، انشائی زیبا، نکته سنجی شیرین، کنایه پردازی لطیف، استعاره نغز... با گفتاری حکمت آموز و منطق و رفتاری دانش آفرین... با اخلاقی بی نهایت بزرگوارانه و فطرتی ی بنهایت سلیم، دریای مواجی از دانش آل محمد(صلی الله علیه وآله) دانشمندی محقق... دانای اسرار اهل بیت(علیه السلام) و روشنگر معضلات و شناسای سره از ناسره آن... با این صفات بارز و صفات دیگر به خواننده باز می شناساند.. ..شهادت عاشورا در مرتبه نخست حَسنی بود و در مرتبه بعد حسینی... و از نظر ژرف بینان و انصاف گرایان، روز ساباط[23]با مفهوم فداکاری و جانبازی آمیخته تر بود. از روز عاشورا و امتیاز کشف این حقیقت از آن مولا و پیشوای ما، بزرگ امت و دانای اسرارِ امامان اهل بیت، نماینده دین و رهبر مسلمین، استاد شیخ راضی آل یاسین است که مقام و مرتبه اش برتر باد. چه اینکه هیچ یک از بزرگان دین، در مورد این موضوع مهم کوششی را که او در فراهم آوردن این کتاب منحصر به فرد و بی نظیر مبذول داشت به کار نبرده است و اینک کتاب اوست با این اوج و سطح بلند که در کتابخانه اسلام، خلائی را که امت اسلامی سخت نیازمند پر شدن آن بود، پر می کند. خدای بزرگ از جانب این امت و امامانش و به پاس گره هائی که گشوده و نهفته هائی که نمایانده و حقائقی که برملا ساخته بدو پاداشی -از بهترین پاداش های نیکوکاران- عطا فرماید و در برترین جایگاه های قربش مسکن دهد. حَشَرُهُ اللهُ فی اَعْلی علیین مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهداء والصادقین و حسن اولئک رفیقا.»[24]

رحلت

شیخ راضی در سال 1372هـ ق در زادگاهش دچار بیماری شد و برای معالجه به لبنان مسافرت نمود و همانجا به سرای باقی شتافت.

پیکر مطهرش به نجف اشرف انتقال یافت و در کنار جدش شیخ محمد حسن آل یاسین به خاک سپرده شد.[25]

پی نوشت ها

[1] در مورد شرح حال وی، ر.ک.به: گلشن ابرار، ج 5.

[2] مستدرکات اعیان الشیعه، ج 1، ص 43، حسن امین، دارالتعارف، بیروت، 1418ق.

[3] الذریعه ذیل اسامی کتابها: شیخ آقا بزرگ طهرانی، دارالاضواء، بیروت، 1403. فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، کتابخانه مرکزی تهران، 1327/ش، ص 451 اعیان الشیعه، ج 9، ص 171.

[4] چون مرجعیت شیخ انصاری بعد از رحلت صاحب جواهر از سال 1266 تا رحلت خود شیخ مرتضی در سال 1298 بود، طبیعتاً این ماجرا در آن سال و در نیمه دوم قرن سیزده اتفاق افتاده و این مبلغ قابل توجهی بوده است.

[5] برای تفصیل این داستان ر.ک.به: نجم الثاقب، محدث نوری، ص 486, مفاتیح الجنان، ذیل زیارت کاظمین.

[6] شرح حال این بزرگمرد علم و اندیشه و تقوی در جلد سوم گلشن ابرار، ص 600 آمده است.

[7] معارف الرجال، محمد حرزالدین، کتابخانه ی مرعشی، قم، 1405ق، ج 1، ص 146.

[8] زندگی نامه این استاد برجسته در گلشن ابرار ج 3، ص 218 آمده است.

[9] معارف الرجال، ج 2، ص 39 و ج 1، ص 146.

[10] سید محمد فشارکی اصفهانی از خاندان طباطبائی و از شهر زواره است. او بعد از وفات پدرش در 11 سالگی به عراق هجرت کرد و بعد از گذراندن دروس مقدماتی و سطح عالی حوزه در کربلا و نجف به درس میرزای شیرازی راه یافت و به همراه او به سامرا رفت. بعد از رحلت میرزای شیرازی به نجف برگشت و در سال 1316هـ.ق در همان شهر درگذشت. شاگردان برجسته ای را تربیت کرد که شیخ محمد کاظم شیرازی ازجمله آنان است. تقریرات درس برائت میرزای شیرازی و شرح رسائل (برائت) شیخ انصاری از تألیفات اوست. سید محمد فشارکی اصفهانی عالمی عامل و زاهدی وارسته بود که نام نیک وی زینت بخش کتابهای رجال و محافل مذهبی است. اعیان الشیعه، ج 9، ص 125.

[11] شیخ حسن علی طهرانی از دیگر اصحاب و یاران میرزای شیرازی است. او فقیهی پارسا و عالمی پرتلاش بود. تقریرات کتاب المتاجر استادش میرزای شیرازی از تألیفات اوست. شیخ حسن علی طهرانی در سال 1330هـ.ق در مشهد کنار امام رضا(علیه السلام) از دنیا رفت و در همانجا به خاک سپرده شد. تقریرات میرزای شیرازی، ص 59.

[12] میرزا ابراهیم محلاتی شیرازی نیز از اساتید شیخ محمد کاظم در حوزه سامرا است. او از خواص شاگردان میرزای شیرازی بود. میرزا ابراهیم بعد از وفات میرزای شیرازی در سال 1315هـ.ق به شیراز برگشت و در همانجا در سال 1336هـ.ق درگذشت. حاشیه رسالة الاستصحاب شیخ انصاری از آثار اوست. (فوائد الرضویه، ص 12.)

[13] اعیان الشیعه، سید محسن امین، دارالتعاریف، بیروت، ج 9، ص 401 و 402, معجم المطبوعات النجفیه، ص 342. مقدمه ای بر فقه شیعه, حسین مدرسی طباطبائی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، 1368، ص 365.

[14] الغدیر، علامه عبدالحسین امینی، دارالکتب العربی، بیروت، 1397، چ 8، ص 4, الاعلام، خیرالدین زرکلی، نشر دارالعلم، بیروت، 1980م، ج 6، ص 127, معجم مطبوعات النجفیه، محمد هادی امینی، نشر الآداب، نجف، 1385، ص 109, مستدرکات اعیان الشیعه، ج 7، ص 245 و 246.

[15] مجله الاصلاح توسط سید محمد صالح بحرالعلوم نویسنده دیوان العواطف در عراق منتشر می شد. الذریعه، ج 15، 355.

[16] همان، ج 3، ص 275.

[17] الذریعه، ج 16، ص 34 و ج 15، ص 86 و ج 9، ص 187.

[18] مقدمه مؤلف.

[19] صلح امام حسن(علیه السلام)، شیخ راضی آل یاسین، مترجم آیت الله سید علی خامنه ای، نشر آسیا، تهران، 1365، ص 8.

[20] معجم مورخین فی الشیعه، صائب عبدالحمید، ج 1، ص 338.

[21] الغدیر، ج 10، مقدمه.

[22] الذریعه، ج 15، ص 86.

[23] ساباط یکی از روستاهای مدائن در شمال عراقاست. امام حسن مجتبی(علیه السلام) وقتی در هنگام جنگ با معاویه به این منطقه رسید مردی از منافقین بنام جراح بن سنان در تاریکی های ساباط به آن حضرت حمله کرد و امام بشدت مجروح شد او قصد داشت امام مجتبی را همانجا به شهادت برساند.

[24] صلح الحسن(علیه السلام)، مکتبه الامام الحسن العامه، کاظمین، 1372. صلح امام حسن(علیه السلام) ترجمه سید علی خامنه ای، ص 9 و 24.

[25] مستدرکات اعیان الشیعه، ج 1، ص 43


https://hawzah.net/fa/Mostabser/View/63234/آل-یاسین،-راضی/?SearchText=فشارکی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۲